السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

109

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

پسرش حرام است بنابر أقوى وهم چنين منظوره وملموسه پسر بر پدر حرام است بنابر أقوى بخلاف نظر يا لمس بدون شهوت مثل نظر يا لمس براي امتحان يا طبابت يا نظر ولمس اتفاقي هر چند موجب شهوت نيز بشود كه بر ديگرى حرام نمىشود بلى اگر أو را دست مالي كند براي آنكه تحريك شهوت مثل آنكه فرج يا پستان أو را دست بمالد يا آنكه أو را بغل گيرد براي حركت شهوت ظاهر آن است كه موجب حرمت باشد ( مسألة 37 ) مادر كنيز ملموسه ومنظوره بشهوت بر لا مس وناظر حرام نيست بنا بر أقوى اگر چه خلاف احتياط است چنانچه أحوط اجتناب از تزويج دختريست كه مادر أو را لمس يا نظر بشهوت كرده باشد اگر چه أقوى عدم حرمت آن است بلكه بعضي گفته اند كه لمس ونظر بشهوت در همه جا بحكم وطى است كه موجب حرمت مادر ودختر اوست پس اگر زني را بشهوت لمس يا نظر كند بشبهه يا بحرام آن زن بر پدر وپسر لامس يا ناظر حرام است ومادر ودختران زن بر خودش حرام است چه آن زن حره باشد يا مملوكه وأين قول هر چند أحوط است ولكن أقوى خلاف آن است بنابر اين حرمت منحصر است در ملموسه ومنظوره هر يك از پسر وپدر بر ديگرى در صورتيكه لمس ونظر بشهوت باشد ( مسألة 38 ) آيا لمس ونظر بوجه وكفين با شهوت موجب حرمت است يا نه أقوى عدم حرمت است اگر چه أحوط اجتناب است ( مسألة 39 ) جمع ميان دو خواهر جايز نيست در نكاح دوام يا متعه خواه خواهر نسبى باشند يا رضاعي وهم چنين حرام است جمع ميان دو كنيز كه خواهر باشند با وطى هر دو اما مالك بودن دو خواهر بدون وطى هر دو مانعى ندارد وأيا جايز است جمع ميان دو كنيز با استمتاع از آنها بغير وطى بانكه هيچ كدام را وطي نكند يا يكي را وطى كند واز ديگرى بدون وطى استمتاع برد يا نه اشكال است وأقوى جواز است هر چند خلاف احتياط است ( مسألة 40 ) اگر يك خواهر را تزويج كند وخواهر ديگر را مالك شود جايز نيست مملوكه را وطى كند مگر بعد از طلاق زوجه وانقضاء از عده اگر طلاق رجعي داده واگر وطي كند أو را پيش از آن فعل حرام كرده ولكن باين عمل زوجه اش بر أو حرام نمىشود وأو را حد نمىزنند بلكه تعزيرش كنند مثل وطى زوجه در حال حيض ( مسألة 41 ) اگر يك خواهر را بملك وطى كند وبعد از آن خواهرش را تزويج كند ظاهر بطلان نكاح است وبعضى گفته اند كه نكاح صحيح است ووطى خواهرش كه كنيز است جايز نيست مگر بعد از طلاق زوجه ( مسألة 42 ) اگر يك خواهر را